السيد الطباطبائي ( مترجم : گرامى )

186

آغاز فلسفه ( ترجمه بداية الحكمه ) ( فارسى )

مادى است نه مجرد . . . . ليكن اين تصور باطلى است ، زيرا علم به تغيير با تغيير علم فرق دارد ، متغير خارجى هم در اصل تغيرش ثبات دارد و متغير نيست ، يعنى تغيرش هم‌چنان دوام دارد . تعلق علم به متغير يعنى حضور متغير نزد شخص عالم از جهت همين ثباتش مىباشد ، ثبات در تغير ، و اگر ملاك تغيير ، متعلق علم باشد حضورش معنا ندارد ، و علم ، حضور چيزى نزد چيزى نخواهد بود ، و اين خلاف آن چيزى است كه درباره علم مىدانيم . فصل چهارم : انواع تعقل گفته‌اند كه تعقل سه نوع دارد : 1 . عقل بالقوه يعنى نه خودش جزو معقولات بالفعل است و نه از معقولات بالفعل چيزى را دارد ، نفس در اين مرحله ، از هر معقولى خالى است 2 . عقل تفصيلى يعنى قوه عاقله يك يا چندين معقول - كم يا زياد - را به طور ممتاز و مرتب تعقل نمايد . 3 . عقل اجمالى يعنى معقولات زيادى را بالفعل داشته باشد ليكن از يكديگر ممتاز نيستند ، و فقط يك تعقل بسيط و مجمل است كه همه تفاصيل در ضمن آن نهفته است . مثالى كه فلاسفه زده‌اند اين است كه وقتى كسى از شما دربارهء تعدادى مسائل كه برايتان معلوم است ، سؤال كند ، جواب اين سؤال نرد شما حاضر است ، و اولين لحظه كه شروع به پاسخ مىكنيد به طور يقينى به همهء آنها علم داريد ، ليكن نه به طور تفصيل و ممتاز ، و تدريجاً در ضمن جواب دادن مشخص و ممتاز شده به تفصيل مىآيد گويا سر چشمه‌اى نزد شماست كه مىجوشد و تفاصيل و امتيازها را برون مىدهد . فصل پنجم : مراتب عقل گفته‌اند كه مراتب عقل چهار مرتبه است : 1 . عقل هيولانى يعنى مرتبه‌اى كه نسبت